شیر: داستان واقعی فوق العاده پسری که 25 سال طول کشید تا خانه اش را پیدا کند

بی سواد و فقیر ، او یک شب در قطار برای گرما جمع شده بود و تنها 1000 مایل از خانه خود را به طوفان سرسبز کلکته برد.


او با فرار از خطرات کابوس خیابانی ، توسط یتیم خانه دیکنسیان پذیرفته شد و سرانجام توسط خانواده ای پذیرفته شد که او را به خانه خود در استرالیا بردند.

اما بزرگ شدن در هوبرت ، تاسمانی ، تنها یک سنگ دور از ساحل در یک زندگی لوکس که خانواده اش در هند فقط می توانست رویای آن را داشته باشد ، سارو هرگز از اشتیاق برای عزیزانی که پشت سر گذاشته بود دست بر نداشت.

داستان باورنکردنی جستجوی سارو برای خانه کودکی اش و یافتن مادرش بیش از 20 سال بعد ، موضوع فیلم هیجان انگیز شیر است ، یک نامزد اسکار که در 20 ژانویه در بریتانیا با بازی Dev Patel و Nicole Kidman بازی می شود.

& ldquo؛ این یک سوزن در انبار کاه بود اما سوزن آنجا بود ، & rdquo؛ سارو می گوید. & ldquo؛ شما باید اراده و عزم خود را برای به دست آوردن آن داشته باشید. & rdquo؛


سارو در روستایی در نزدیکی خاندوا در هند متولد شد و دو برادر و یک خواهر توسط پدرش رها شده بودند. آنها توسط مادرشان ، فاطمه ، کارگر بی سواد ، بزرگ شدند.

سارو با مادرش و پدر و مادر خوانده اشسارو بریلی / گتی


شیر داستان فوق العاده ای از سارو است که خانواده اش را پس از 25 سال مفقود شدن پیدا کرد

خانه یک کلبه کوچک با کف خاکی بود که در موسم بارندگی به گل تبدیل شد. غالباً هیچ غذایی برای شام وجود نداشت.

این یک سوزن در انبار کاه بود اما سوزن آنجا بود


سارو بریرلی

در سن پنج سالگی ، او یک شب با برادر نه ساله اش گودو مشغول غذا خوردن بود که سارو در قطار خالی در ایستگاه راه آهن محلی به خواب رفت.

وقتی بیدار شد ، لوکوموتیو او را با سرعت از همه چیزهایی که می دانست و دوست داشت دور می کرد. & ldquo؛ وحشت ایجاد شد ، & rdquo؛ سارو را به یاد می آورد. & ldquo؛ من فقط گریه کردم و گریه کردم و برادرم را صدا کردم اما او هرگز آنجا نبود. بسیار ترسناک بود. & rdquo؛

دو روز بعد ، قطار در کلکته ، 994 مایلی زادگاهش که نامش را نمی دانست توقف کرد.


دیو پاتل در نقش سارو در شیرLONG WAY محصولات خانگی

دیو پاتل در فیلم سارو بازی می کند که نامزد اسکار شده است

او به زبان هندی صحبت می کرد اما اکثر مردم کلکته به زبان بنگالی صحبت می کردند. او پنج روز در خیابان با طعمه خوردن تکه های غذا زنده ماند.

& ldquo؛ اگر غذا را روی زمین یافتید ، آن را خوردید ، & rdquo؛ او می گوید & ldquo؛ نصف خورده ، سه چهارم خورده ، غذایی که شخصی فقط پنج ثانیه قبل دور انداخته بود ، شما آن را خوردید. & rdquo؛

شب ها زیر صندلی های ایستگاه راه آهن می خوابید. در تلاش برای یافتن راه خانه ، تقریباً در رودخانه گنگ غرق شد و از ربوده شدن به بردگی کودکان به سختی فرار کرد.

& ldquo؛ به هیچ عنوان نجات وجود ندارد ، & rdquo؛ سارو می گوید. & ldquo؛ تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که سعی کنید یک روز در یک زمان زنده بمانید. & rdquo؛

او سرانجام در یتیم خانه پرجمعیت جهنمی قرار گرفت ، جایی که هیچ کس به زبان هندی صحبت نمی کرد و مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

ماه ها بعد خبر رسید که یک خانواده استرالیایی عکس او را دیده اند و می خواهند او را به فرزندی قبول کنند. سو و جان بریرلی سارو را از نیمه دور دنیا به خانه خود در تاسمانی بردند.

ورود سارو برای خانواده ما نوعی تولد بود ، & rdquo؛ می گوید سو بریرلی ، با بازی نیکول کیدمن در فیلم شیر. & ldquo؛ این فقط یک لحظه فوق العاده بود ، مملو از عشق و شادی. خیلی طول نکشید که متوجه شدیم او از یک خانواده خوب آمده است. & rdquo؛

پس از زندگی در یک حیاط فقیرنشین ، خانه جدید او مسکونی بود: چهار اتاق خواب ، یک سالن ، آشپزخانه و یک باغ بزرگ که می توانست در آن بازی کند.

سارو با پدر و مادر خوانده اشGETTY

سارو در جوانی توسط یک زوج استرالیایی به فرزندی پذیرفته شد

او اتاق خودش را داشت و روی تختش یک کوآلا شکم پر بود که نامش را & ldquo؛ کوالا داندی & rdquo؛ - اسباب بازی مورد علاقه اش سارو یک جوان معمولی استرالیایی شد که شنا و موج سواری را آموخت ، در دانشگاه شرکت کرد و در مدیریت هتل شروع به کار کرد.

با این حال او توسط خانواده ای که از دست داده بود تسخیر شد. هنگامی که او Google Earth را کشف کرد - یک برنامه کامپیوتری که عکس های آریل را از کل سیاره نشان می دهد - متوجه شد که راهی برای جستجوی چند نقطه برجسته دوران کودکی خود پیدا کرده است: برج آب در ایستگاه محلی ، معدن سنگ ، سد رودخانه و یک پل

& ldquo؛ من تصاویری از شهری که در آن بزرگ شده بودم ، خیابان هایی که در آن ها سرگردان بودم و چهره های خانواده ام را در ذهن داشتم ، & rdquo؛ او در مورد خندوا می گوید.

& ldquo؛ من آن خاطرات را گرامی داشتم. بوی گرد و غبار آن ، جیغ ترمز ، فریاد و صدای تپش پا را به خاطر دارم. & rdquo؛

نیکول کیدمن در تصاویر

دوشنبه ، 11 سپتامبر 2017

نیکول کیدمن بازیگر استرالیایی در تصاویر.

پخش اسلایدشو نیکول کیدمن در جشنواره فیلم تورنتو خیره می شودگتی 1 از 56

نیکول کیدمن در جشنواره فیلم تورنتو خیره می شود

سارو برای پنج سال طولانی از هر لحظه اضافی برای جستجوی تصاویر روستایی هند در شعاع 1000 مایلی کلکته استفاده کرد و تار عنکبوت خطوط راه آهن را ردیابی کرد.

اما یک شب پس از سالها سرخوردگی ، او به صفحه کامپیوتر خود نگاه کرد و برج آب و آبشار را که قبلاً در آن شنا می کرد و چشمه ای که در آن بازی می کرد ، تشخیص داد. & ldquo؛ آیا این واقعیت بود؟ & rdquo؛ او تعجب کرد 'آیا دارم خواب می بینم؟ همه چیز منطبق است. & rdquo؛

او به هند رفت و در خیابانهای خندوا سرگردان شد ، اما خانه کودکی خود را یک خرابه متروکه دید. اما اهالی روستا او را به کلبه ای در همان حوالی و آغوش اشک آلود با مادرش فاطمه که مدت ها از دست رفته بود ، بردند.

& ldquo؛ سه خانم بیرون ایستاده بودند و میانی جلو رفت و من فقط فکر کردم: & lsquo؛ این مادر شماست. & rsquo؛ او جلو آمد. او مرا در آغوش گرفت و ما حدود پنج دقیقه یکدیگر را نگه داشتیم. & rdquo؛

فاطمه پسرش را با علامت کم رنگ سم اسب که در کودکی به سر او لگد زده بود ، شناخت.

& ldquo؛ ساروی من برگشت ، & rdquo؛ او مدام تکرار می کرد & ldquo؛ این محوری ترین لحظه زندگی من بود ، & rdquo؛ سارو می گوید.

در عرض چند دقیقه با برادر گمشده و خواهرش نیز ملاقات کرد. اما در میان شادی او فاجعه رخ داد. برادرش ، گودو ، که سارو را در شبی که گم شده بود بیرون آورده بود ، همان شب هنگام سقوط از قطار در جستجوی ناامید کننده سارو جان داده بود.

او دریافت که مادرش نیز سالهای پر اشک را در جستجوی او گذرانده است ، کیلومترها به شهرهای دور سفر کرده و برای زنده ماندن در سفر غذا غذا می طلبد و هرگز تصور نمی کند که سارو می تواند تا کلکته رانده شود.

سارو با مادر بیولوژیکی اشسارو بریلی

سارو لحظه ای را که دوباره با مادرش ملاقات کرد ، مهمترین و مهمترین لحظه زندگی خود توصیف کرد

او بیهوده ایستگاه ها ، زندان ها و بیمارستان ها را جستجو کرده بود. در سرداب مقدس مقدس مسلمان صوفی تکری وال بابا ، یک عارف با ذکاوت عجیب به فاطمه گفت: & quot؛ او به خاطر نمی آورد از کجا آمده است. او برمی گردد اما تنها پس از مدت زمان طولانی و طولانی. & rdquo؛

سارو یک سال پس از اتحاد مجدد با مادرش ، به هند بازگشت تا با فاطمه و مادر خوانده اش ، سو دیدار کند. & ldquo؛ من شروع به گریه کردم و او مرا در آغوش گرفت ، & rdquo؛ سو می گوید

& ldquo؛ او گفت: & lsquo؛ او اکنون پسر شما است. من پسرم را به شما می دهم. & rsquo؛ & rdquo؛ سارو ، که اکنون 35 ساله است ، بیش از دوازده بار به دیدار فاطمه (س) رفته است ، هرچند مدتهاست که نحوه صحبت کردن به زبان هندی را فراموش کرده است و فقط می تواند چند کلمه را که مادرش می فهمد ، بگوید.

اما او ماهانه برای او پول می فرستد و خانه ای نیز برای او خریداری کرده است. & ldquo؛ در حال حاضر برای من کافی است ، & rdquo؛ فاطمه می گوید & ldquo؛ و او مرا 'اما' صدا کرد - مادر. & rdquo؛

& ldquo؛ وزنه ای را از دوش من برداشت ، & rdquo؛ سارو می گوید. & ldquo؛ به جای رفتن به رختخواب فکر کنید: & lsquo؛ خانواده ام چطور است؟ آیا آنها هنوز زنده هستند؟ & rsquo؛ من می دانم که اکنون می توانم اجازه دهم این سوالات استراحت کنند. تا به امروز هنوز نمی توانم باور کنم که توانستم خانواده ام را پیدا کنم. & rdquo؛

سارو همچنین متوجه شد که در تمام زندگی خود نام خود را اشتباه تلفظ کرده است: شرو. به طور مناسب به معنای شیر است.